مهارتها می توانند به آسانی تحت تاثیر خودشکی یا خود تردیدی قرارگیرند، در نتیجه حتی افراد خیلی مستعد در شرایطی که باور ضعیفی نسبت به خود داشته باشند، از تواناییهای خود استفاده کمتری می کنند.
به همین دلیل احساس خود کارآمدی ، افراد را قادر می سازد تا با استفاده از مهارتها در برخورد با موانع ، کارهای فوق العاده ای انجام دهند.
بنابراین خودکارآمدی درک شده عامل مهمی برای انجام موفق آمیز عملکرد ومهارتهای اساسی لازم برای انجام آن است.
عملکرد موثر هم به داشتن مهارتها و هم به داشتن باور در توانایی انجام آن مهارتها نیاز است. اداره کردن موقعیتهای دائم التغییر ، مبهم، غیر قابل پیش بینی و استرس زا مستلزم داشتن مهارتهای چندگانه است.
بنابراین، مبادلات با محیط تا حدودی تحت تاثیر قضاوتهای فرد در مورد تواناییهای خویش است.
به این معنی که افراد باور داشته باشند که در شرایط خاص ، می توانند وظایف را انجام دهند .
خود کارآمدی درک شده معیار داشتن مهارت خاصی نیست ، بلکه به این معنی است که فرد به این باور رسیده باشد که می تواند در شرایط مختلف باهر نوع مهارتی که داشته باشد، وظایف را به نحو احسن انجام دهد. (عبداللهی، 1385ص36)