اشپیتز (1960) معتقد بود که نوزادان بعد از تولد از نظر روان شناختی در حالتی به سر میبرند که خود را جدا از محیط نمی دانند.
پیشینه داخلی و خارجی:
دارد
منابع فارسی:
دارد
منابع لاتین:
دارد
نوع فایل:
Word قابل ویرایش
تعداد صفحه:
59
اشپیتز (1960) معتقد بود که نوزادان بعد از تولد از نظر روان شناختی در حالتی به سر میبرند که خود را جدا از محیط نمی دانند. در واقع محیط را جزئی از بدن خود می پندارند و در این زمان «پستان» مادر را به عنوان قسمتی از خودشان دریافت می کنند.
همچنین وابستگی شیء را اینطور توصیف کرد که نوزاد به شخصی که به او غذا می دهد، حمایتش می کند و از او مراقبت می نماید دلبسته می شود.
دلبستگی کودک به مادرش ناشی از ساختار ثبات روانی شیء لیبیدوئی او است که تا 8 ماهگی طول می کشد. بعد از 8 ماهگی نوزاد، مادر را برای ارضاء لیبیدوئی خویش ترجیح می دهد.
اشپیتز اثر جدایی بلند مدت بین مادر و نوزاد و گرسنگی هیجانی نوزاد در غیاب مادر مراقبت کننده اش را مورد مطالعه قرار داد (خوشابی و ابوحمزه، 1386).